لخظه دیدار نزدیک است
باز من دیوانه ام
مستم
باز میلرزد دلم
دستم
باز گویی در جهان دیگری هستم
های
نخراشی به غفلت گونه ام را
تیغ
های
نپربشی صفای زلفکم را
دست
وآبرویم نریزی
دل
ای نخورده مست
لحظه دیدار نزدیک است!

|
+| نوشته شده توسط
فهيمه در سه شنبه دهم مرداد 1385
|